این سینما به امثالِ «احمد نجفی» نیاز دارد!

این سینما به امثالِ «احمد نجفی» نیاز دارد!

یادداشتی به بهانۀ سالروز گِل گرفتن درهای خانۀ سینما!
آرش مقدم نیا: سال گذشته تقریبا همین روزها بود که اقدام اعتراضی احمد نجفی در رابطه با گل گرفتنِ درهای خانۀ سینما، به خبر اول سینمای ایران تبدیل شد. اعتراض این هنرمند پیشکسوت به باند بازی در شورای صنفی نمایش، بی قانونی در صنف سینماداران و بالاخره عدم نظارت سازمان سینمایی وزارت ارشاد در این عرصه بود.
وی که توسط شورای صنفی نمایش، مجبور شده بود فیلم پرخرجش یعنی «من یک ایرانی ام» را در بدترین فصل اکران (همزمان با جشنواره فیلم فجر) و کمترین سالن های سینما اکران کند؛ با اینکه می دانست ضرری میلیاردی خواهد کرد اما گفت که یک تنه جلوی این بی عدالتی می ایستد و هدفش از اعتراض، تنها مربوط به فیلم خودش نیست و برای حمایت از سینمای مستقل ایران، می بایست این بساط مافیای اکران به طور کلی برچیده شود.
سال قبل با اینکه رئیس سازمان سینمایی برای حل این موضوع قول پیگیری داد اما به جز انجام یک تغییر جزئی در نظامنامۀ اکران و اعضای شورای صنفی نمایش، اقدام دیگری مشاهده نشد . در نتیجه همانطور که اوایل امسال دیدیم فیلمی مثل «هزارپا» که توسط مافیای مورد بحث اکران شد؛ توانست سی هفته روی پرده باشد و نزدیک به چهل میلیارد تومان بفروشد. حتی تا امروز هم که قرار است نسخه دی وی دی آن در شبکه نمایش خانگی با قیمتی گران توزیع شود همچنان در برخی سینماها روی پرده است!!
متاسفانه در سینمای ایران عده ای وجود دارند که خودشان هم سرمایه دارند، هم تهیه کننده اند، هم پخش کننده اند و هم صاحب سالن هستند. ایشان که تعدادشان اندازۀ انگشتان یک دست هم نیست؛ برای تمام اهالی سینما تعیینِ تلکلیف می کنند. برای تولیدات خودشان، در کوتاه ترین زمان ممکن، بهترین فصل و بیشترین سالن ها را از قبل رزرو می کنند اما نوبت به فیلمهای دیگر که می رسد می گویند با کمبود سالن مواجه اند! اگر هم به فیلمی نوبت اکران دادند به بهانۀ پایین آمدنِ کف فروش؛ بعد از دو هفته فیلم را از پرده پایین می کشند اما فیلمهای خودشان را می گذارند تا ده پانزده هفته روی پرده بماند!!
اینکه اعتقاد دارم سینمای ما به امثال احمد نجفی نیاز دارد به این خاطر است که بعد از اقدام شجاعانۀ او، صدای اعتراض بقیه هم بلند شد. تهیه کنندگانی مانند مهرداد فرید، کاظم راستگفتار، سعید عصمتی، محسن محسنی نسب، امیرحسین شریفی، نیکی کریمی، امیر سیدزاده و چند نفر دیگر نیز در مقاطع مختلف به مافیای اکران اعتراض نموده و خواستار برنامه ریزی صحیح برای اکران شدند. به نحوی که همه فیلمها، فرصت و امکانات برابر برای دیده شدن داشته باشند. آنها یا برای نشریات در این زمینه یادداشت نوشتند، یا در صفحات مجازی خود به مسئولین اعتراض کردند و یا در مصاحبه هایشان به عملکرد شورای صنفی نمایش تاختند… موجی که نجفی به راه انداخت باعث شد که بحث «فیلم سوزی» دوباره در رسانه ها مطرح و از وزارت ارشاد خواسته شود بر روی برنامۀ اکران فیلمهای سینمایی نظارت بیشتری داشته باشد و اختیار از دست عده ای فرصت طلب که فقط به فکر منافع شخصی خود هستند، خارج شود.
بدون شک، تهیۀ یک برنامه اکران سالانه برای فیلمهای ساخته شده به نحوی که در هر فصل فیلم در ژانرهای مختلف (کمدی، ملودرام، خانوادگی، کودک و …) وجود داشته باشد کار سختی به نظر نمی رسد. به قول مرحوم رضا صفایی (پرکار ترین کارگردان ایرانی که همین چند روز قبل مرحوم شد) تنها راه نجات سینمای ایران از مافیای اکران این است که فیلمها به نوبت اکران شوند. چه فیلم، هنری باشد چه تجاری. بازیگر داشته باشد یا نه، باید بر مبنای تاریخ صدور «پروانه نمایش» اکران شود. اگر این کار انجام شود هم شاهد پخش فیلمهای متنوع در فصول مختلف هستیم (به عنوان مثال از اکران همزمان پنج فیلم کمدی در یک فصل جلوگیری می شود) هم اینکه پخش کننده ها فرصت کافی برای تبلیغات فیلمشان خواهند داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *