نقد فیلم «سرکوب»/ فیلمی مُشوَش از یک فیلمنامۀ تکه پاره!

نقد فیلم «سرکوب»/ فیلمی مُشوَش از یک فیلمنامۀ تکه پاره!

جمشید خاوری: «سرکوب» اولین فیلم سینمایی رضا گوران بعد از چند تجربۀ تئاتری است که این روزها روی پرده رفته. داستان فیلم درباره یک روز از زندگی چهار دختر خانواده و مادرشان است که خبر مرگ پدر، آنها را دور هم جمع کرده و در طول فیلم، قصه زندگی تک تک آنها روایت شده و اینطور تلقی می شود که همه بلاها و بدبختی هایی که بر سر اعضای این خانواده آمده به خاطر خشنونت ها و ظلم های پدر خانواده است که حالا درگذشته است. پدری که دخترش را در اتاقی تاریک محبوس می کرده. پدری که دخترش را کتک زده و از خانه بیرون انداخته. پدری که باعث به زندان افتادن و مرگ پسرش شده…

 قضیه وقتی وحشتناک می شود که بدانیم نویسنده چقدر با تفکری «ضد مرد»، فیلمنامۀ سرکوب را نوشته! تمام مردهای این فیلم بد هستند. پدر خانواده که سرکوبگر است. شوهر پریسا شکاک است. دوست پرویز احتمالا دنبال سوءاستفاده است. حتی مرد متاهلی که پریا با او دوست هست نیز دست بزن دارد.

مشکل اصلی سرکوب مربوط به فیلمنامه است. یعنی فیلمساز آمده و بازیگران را در خانه حبس کرده و کل داستان (مخصوصا آنچه در گذشته اتفاق افتاده) به وسیلۀ گفتگو بیان می شود و همین عدم استفاده از فلاش بک، سرکوب را به یک فیلم خسته کننده تبدیل کرده است. در واقع تماشاگر انگار دارد تئاتر می بیند. داستان به وسیلۀ دیالوگ و مونولوگ جلو می رود. شخصیت ها به وسیلۀ دیالوگ معرفی می شوند. هیچ الِمان بصری که تماشاگر «سینما» را حس کند ارائه نمی شود.

از این نوع فیلمها – که به فیلمهای «آپارتمانی» معروفند – در سینمای ایران زیاد دیده ایم. فیلمسازان (مخصوصا فیلم اولی ها) به خاطر اینکه هزینه های تولید فیلم را پایین بیاورند تمام داستان را در یک محیط بسته روایت می کنند و عموما هم شکست می خورند! در نمونه های مشابه که تمام یا قسمت اعظم فیلم در یک محیط بسته می گذرد (مثل آندرانیک، گرگ بازی، آشغالهای دوست داشتنی، ملبورن، آپاندیس، مفت آباد و….) دوربین حتی برای لحظاتی هم که شده از محدودۀ چار دیواری بیرون برده می شود تا تماشاگر احساس خفگی نکند اما در سرکوب، کارگردان همین را هم از مخاطب دریغ کرده و تمام ۹۰ دقیقه او را داخل خانه نگه می دارد.

فیلم، حال و هوایی پیچیده و مرموز دارد. همه سرنخ‌ها به پدری وصل می‌شود که در فیلم حضور فیزیکی ندارد اما اطلاعات واضحی هم دربارش ارائه نمی‌شود. فقط می دانیم آدمی سیاسی بوده ولی در فیلمی که روی پرده است اثری از سیاست دیده نمی شود. شاید به همین دلیل بوده که نسخه اصلی فیلمنامه دو بار در ارشاد رد شده، بعد هم ۲۱ بار اصلاحیه خورده و حتی فیلمساز در جشنواره فیلم فجر پارسال مجبور شده به خاطر اینکه اطراف فیلم حاشیه و حساسیت ایجاد نشود آن را از جشنواره خارج کند. همه حرفهای سیاسی فیلم را ظاهرا درآورده اند و فقط چند دیالوگ مانده بود که آن هم در نسخۀ فعلی ماست مالی نموده اند این گونه که صدای بازیگر را قطع کرده و موسیقی را بالا برده اند! ای کاش فیلمسازان ما یاد بگیرند وقتی فیلمنامه شان در ارشاد رد شد به سراغ یک فیلمنامه دیگر در مایه های «ایکس لارج» و «نیوکاسل» بروند! وگرنه از یک فیلمنامۀ سلاخی شده، فیلمی مثل سرکوب در می آید که ساخته نمی شد بهتر بود!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *